ویژگی‌ها و مشخصات پنجره هممینگ (Hamming)
یکی دیگر از پنجره های مناسب برای عملیات پنجره گذاری، پنجره همینگ است. این پنجره با افزایش پهنای لوب اصلی در حوزه فرکانس نسبت به پنجره مستطیلی دارای سطح لوبهای فرعی بسیار پایین نسبت به پنجره مستطیلی است و لذا نشت اطلاعات فرکانسی در پنجره همینگ نسبت به مستطیلی کمتر است. هرچند که در حضور هارمونیک های هم دامنه، پنجره مستطیلی بهترین رزلوشن فرکانسی در قیاس با سایر پنجره ها را داراست اما اگر تفاوت دامنه هارمونیک های مجاور زیاد باشد هارمونیک با دامنه کمتر در لوبهای فرعی پنجره مستطیلی محو می شود. درحالیکه پنجره همینگ در این حالت رزلوشن بسیار بهتری نسبت به پنجره مستطیلی خواهد داشت. همچنین پنجره همینگ نسبت به مستطیلی دامنه سیگنال را با دقت بهتری نشان می دهد و نسبت به پدیده اسکالوپینگ مقاومتر است.
در مقایسه بین پنجره همینگ و هنینگ (پیام علمی 13)، پهنای لوب‌های اصلی دو پنجره در حوزه فرکانس تقریبا برابر است، اما اولین لوب فرعی در پنجره همینگ نسبت به هنینگ پایین تر بوده (طبق شکل) و لذا رزلوشن فرکانسی پنجره همینگ برای هارمونیک های مجاور با اختلاف دامنه های زیاد بهتر است. لازم به ذکر است که پنجره هنینگ نسبت به پنجره همینگ، دارای نرخ کاهش دامنه لوب های فرعی بسیار بیشتری است.

ویژگی‌ها و مشخصات پنجره هنینگ (Hanning)
بدون شک یکی از مناسب‌ترین پنجره ها برای اخذ تبدیل فوریه از سیگنال های ارتعاشی, پنجره هنینگ است. هرچند این پنجره در حوزه فرکانس دارای لوب اصلی پهن تری نسبت به مستطیلی است اما سطح لوب‌های فرعی آن بسیار کمتر از پنجره مستطیلی بوده و در ضمن نرخ کاهش سطح لوب‌های فرعی آن با افزایش فرکانس بسیار سریع است. شایان ذکر است که این پنجره بعد از پنجره مستطیلی دارای رزولوشن فرکانسی خوبی بوده و به دلیل لوب‌های فرعی پایین, همیشه یک پنجره جذاب برای عملیات پنجره گذاری محسوب می شود.
یکی دیگر از مزایای پنجره هنینگ کاهش نشت طیفی (اسکالوپینگ) آن است. پنجره هنینگ در مقایسه با پنجره مستطیلی دارای سطح لوب‌های فرعی کمتری است. این امر وقوع اسکالوپینگ را کاهش می‌دهد و به بهبود دقت آنالیز کمک می‌کند، به‌ویژه هنگامی که با سیگنال‌هایی با دامنه کم یا اجزای فرکانس ضعیف سروکار داریم.
به طور خلاصه، پنجره هنینگ در مقایسه با پنجره مستطیلی، وضوح فرکانسی را بهبود و اسکالوپینگ را کاهش می دهد.

نابالانسی از نظر آماری در صدر مشکلات ارتعاشی ماشینهای دوار قرار دارد و برای همین از حدود 70 سال پیش تاکنون روشهای مختلفی توسط محققان برای رفع آن ارائه شده که به دلیل ضعف امکانات سخت افزاری در زمانهای قدیم سرعت عملیاتی شدن این روشها به طول انجامیده است. یکی از معرفترین روشهای بالانس استفاده از تکنیک ضرایب اثر است که در دستگاه شرکت بتا استفاده شده است. ضریب اثر عددی است مختلط که تناسب بین میزان نابالانسی روتور و بردار ارتعاش یاتاقان را نشان می دهد. این عدد تابعی است از سرعت روتور، جرم روتور، ضرایب سختی و میرایی یاتاقان ها. بنابراین در حین بالانس نباید این مقادیر عوض شوند. مشخص شدن این عدد در فرایند بالانس می تواند در مراحل بعدی بالانس مفید باشد. برخی از دستگاههای معروف خارجی این ضریب را به کاربر ارائه می دهند. دستگاه شرکت بتا مطابق شکل بالا این ضرایب را برای استفاده های بعدی در اختیار کاربر می گذارد.